مفاهیم و اصطلاحات پرتکرار

برای مشاهده توضیحات هر مفهوم یا اصطلاح، روی آن کلیک کنید.  بعد از این بخش،کلمات و اصطلاحات براساس حروف الفبا آمده است. این صفحه تکمیل خواهد شد.

استارتاپ (Startup)

معادل: (Start-up , Tech Start-up)
استارت‌آپ نوع خاصی از کسب‌وکارهای کارآفرینانه است. این‌ها کسب‌وکارهایی کوچک و مخاطره‌پذیر هستند که در مراحل اولیه اجرایی شدن یک کسب‌وکار هستند و به‌طور عمده در بالاترین سطح از نوآوری و تکنولوژی قرار دارند.

تعریف استیو بلنک و باب دروف از استارت‌آپ:
استارت‌آپ سازمانی موقتی است که در جستجوی مدل کسب‌وکاری گسترش‌پذیر و تکرارپذیر است. مطابق این تعریف، یک استارت‌آپ می‌تواند به‌صورت یک کسب‌وکار مخاطره‌آمیز جدید و یا بخش یا کسب‌وکار جدیدی از یک شرکت فعلی باشد.
تعریف اریک رایز از استارت‌آپ:
استارت‌آپ نهادی انسانی است که جهت ارائه محصول یا خدمتی نو در شرایط عدم قطعیت بسیار زیاد طراحی شده است.

تعریف پاول گراهام از استارت‌آپ:
استارت‌آپ شرکتی است که طراحی شده تا به‌سرعت رشد کند. تازه تأسیس بودن هیچ شرکتی را استارت‌آپ نمی‌کند.
برای استارت‌آپ بودن الزامی جهت کار درزمینهٔ فناوری، یا جذب سرمایه‌ خطرپذیر نیست. تنها نکته اساسی رشد است. هر چیز دیگری که به استارت‌آپ‌ها ارتباط دهیم از رشد می‌آید.

تعریف دیو مک کلور از استارت‌آپ:
استارت‌آپ شرکتی است که درباره این سه مور زیر سردرگم بوده و به دنبال جوابی برای آن‌ها است:
۱- محصولش چیست؟
۲- مشتریان آن، چه کسانی هستند؟
۳- چگونه پول دربیاورد؟
به‌محض این‌که به هر سه مورد پیشبرد، از استارت‌آپ خارج‌شده و به کسب‌وکاری واقعی تبدیل می‌شود. در اکثر مواقع، این اتفاق رخ نمی‌دهد.
(منبع۱: Encyclopedia of Creativity, Invention, Innovation, and Entrepreneurship)
(منبع۲: کتاب Hello Startup)
(منبع۳: http://500.co)

کارآفرینی (Entrepreneurship)

ظرفیت و تمایل برای توسعه، سازمان‌دهی و مدیریت یک سرمایه‌گذاری کسب‌وکار همراه با همه خطرات آن به‌منظور دستیابی به سود. بارزترین مثال برای کارآفرینی، شروع کسب‌وکاری جدید است. در علم اقتصاد، کارآفرینی در ترکیب با زمین، نیروی کار، منابع طبیعی و سرمایه می‌تواند سود تولید کند.
روحیه کارآفرینانه با نوآوری و ریسک‌پذیری شناخته شده است و بخش مهمی از توانایی یک ملت برای موفقیت در بازار جهانی به‌شدت رقابتی و در حال تغییر است.
(منبع: www.businessdictionary.com)

کارآفرین (Entrepreneur)

– فردی که عهده دار جمع آوری منابع لازم برای شروع کسب‌و‌کار است و یا کسی است که منابع لازم را برای شروع و یا رشد کسب‌وکار بسیج کرده و بر نوآوری و توسعه فرآیند، محصول یا خدمات جدید تأکید می‌کند؛ به‌عبارت‌دیگر، کارآفرین:
– فردی است که یک شرکت را ایجاد و اداره می‌کند و هدف اصلی‌اش سودآوری و رشد است. مشخصه اصلی کارآفرین، نوآوری است.
– کارآفرین کسی است که خطر مالی شروع، اجرا و مدیریت یک کسب‌وکار یا وظیفه خاصی را عهده‌دار می‌شود؛ به‌عبارت‌دیگر فردی است که مخاطرات کسب‌وکار را به‌عهده گرفته، آن را نظم می‌بخشد و اداره می‌کند، بعضی اوقات کارآفرینان همان مدیر اجرایی یا مالک بنگاه است.
– فردی که می‌تواند موقعیت‌های کسب‌وکار را در بازار شناسایی کرده و از آن‌ها به بهترین نحو بهره برداری کند، یعنی کسی است که قدرت و توان ریسک کردن معقولانه را دارد و می‌تواند از فرصت‌های موجود در بازار برای رونق کسب‌وکار استفاده کند.
(منبع: فرهنگ توصیفی کارآفرینی و اشتغال)

خود اشتغالی (Self-Employment)

خوداشتغالی موقعیتی است که طی آن فرد بجای کار کردن برای یک کارفرما و دریافت حقوق و دستمزد از او، برای خودش کار می‌کند. یک فرد خود اشتغال، درآمدش را از فعالیت‌های سودآور تجاری که خودش به‌طور مستقیم انجام داده است، به دست می‌آورد. به‌عبارتی‌دیگر، در خوداشتغالی فرد کسب‌و‌کاری را تأسیس کرده، ‌برای خود کار می‌کند و اصطلاحاً‌ در استخدام خودش است.
(منبع:‌ www.investopedia.com و کتاب فرهنگ کارآفرینی)

خلق کسب‌وکار جدید - خلق کسب‌وکار مخاطره‌پذیر (Venture Creation)

خلق کسب‌وکار جدید اغلب به معنای وارد شدن در فرایند پویای ایجاد ثروت انبوه است. این ثروت را افرادی ایجاد می‌کنند که فرض می‌شود برای خلق ارزش‌آفرینی در کالا و خدمات، زمان‌سنجی و تعهد شغلی، خطرپذیری بالایی دارند. در این‌گونه موارد محصول یا خدمت ممکن است منحصربه‌فرد باشد یا نباشد، اما کارآفرین با تأمین و تخصیص منابع و مهارت‌های ضروری تا حدودی به آن ارزش می‌بخشد.
(منبع: فرهنگ توصیفی کارآفرینی و اشتغال)

ایده کسب‌وکار (Business Idea)

مفهومی ذهنی که راه‌حلی برای حل یک مسئله یا مشکل یا پاسخ‌گویی به نیازهای گروهی مشخص از مردم و سازمان‌ها ارائه می‌دهد. ایده‌ی کسب‌وکار مبنای شکل‌دهی و طراحی به هر کسب‌وکار است. یک ایده‌ی خوب کسب‌وکار معمولاً منحصربه‌فرد است، روی یک کالا یا خدمت مشخص متمرکز است و می‌توان برای کسب درآمد آن را به سرمایه‌گذاران فروخت و یا بر اساس آن کسب‌وکاری ایجاد کرد.
(منبع: فرهنگ کارآفرینی)

ایده‌یابی - تولید ایده (Idea Generation)

جستجوی سیستماتیک ایده‌های جدید تولید کالا یا خدمات.
(منبع: فرهنگ توصیفی کارآفرینی و اشتغال)
معنای بسیار نزدیکی به خلاقیت دارد. تولید ایده به‌منظور تهیه فهرستی از پیشنهادهای ممکن برای بهره‌برداری از فرصت‌های موجود است.
(منبع: فرهنگ کارآفرینی)

شخصیت کارآفرینانه (Entrepreneurial Personality)

برنامه‌ای بر مبنای هدایت و سرعت بخشیدن به پیشرفت و موفقیت یک شرکت نوپا. نهادی مشابه مرکز رشد است. بعضی از متولیان شتاب‌دهند‌ه‌ها ادعا می‌کنند که به دلیل کمک به شرکت‌هایی که پیش‌تر فعال بوده‌اند، با مراکز رشد سنتی که به شرکت‌های نوپا کمک می‌کنند، تفاوت دارند.
(منبع۱: کتاب Venture Deals)
(منبع۲: فرهنگ کارآفرینی)

نگاه کارآفرینانه (Entrepreneurial View)

به این ویژگی کارآفرینان که باعث می‌شود فرصت‌ها را درک کرده و خلاءها را ببینند، نگاه کارآفرینانه گفته می‌شود. درک فرصت‌ها توسط این افراد، ممکن است از طریق بازار گردی (ارتباط با محیط زندگی، بازار و …) و یا ارتباط با افراد (در جلسات) یا تماشای تلویزیون، رسانه‌ها، شبکه اینترنت و … حاصل شود، به این خصلت کارآفرینان نگاه جستجو گرایانه، نگاه فرصت گرایانه و نگاه فرصت شکارانه نیز می گویند.

خلاء های بازار با نگاه کارآفرینانه، به خوبی دیده می‌شود و این امر انگیزه‌ای برای اقدام به راه‌اندازی کسب‌وکار است. به عبارت بهتر، افرادی که تمایل به ایجاد کسب‌وکار دارند، بایستی این نگاه را در خود تقویت کنند و مسئولان جامعه باید با توسعه و ترویج این دیدگاه در درون خانواده‌ها و در کل جامعه، موجبات شکوفایی، نوآوری، اشتغال مولد و کسب‌وکارهای پررونق را فراهم نمایند.
(منبع: فرهنگ توصیفی کارآفرینی و اشتغال)

ارائه آسانسوری (Elevator Pitch)

ارائه‌ی بسیار مختصری از یک ایده که تمام منافع و جنبه‌های مهم آن را پوشش می‌دهد و در زمانی بین ۱۰ تا ۳۰ ثانیه (مدت‌زمان تقریبی سوارشدن به آسانسور و پیاده‌ شدن از آن) ارائه می‌شود.
(منبع: www.businessdictionary.com)

تفکر انتقادی (Critical Thinking)

تفکر انتقادی سبکی از تفکر (در مورد هر موضوع، محتوا یا مشکل) است که در آن فرد متفکر، به‌طور ماهران‌های کیفیت تفکر خود را بهبود می‌دهد و به تجزیه‌وتحلیل، ارزیابی و بازسازی آن می‌پردازد.
(منبع: www.criticalthinking.or)

فرآیند تفکر با دقت، درباره یک موضوع یا ایده، بدون واردکردن احساسات یا عقاید خود که ممکن است بر این فرآیند تأثیر بگذارد.
(منبع: dictionary.cambridge.org)

تفکر خلاق (Creative Thinking)

نگریستن به مشکلات و موقعیت‌ها با دیدی تازه و جدید است. فرآیند تفکر خلاق هم می‌تواند به‌وسیله فرآیند آزاد و بی‌ساختار مانند طوفان فکری و هم به‌وسیله فرآیند مرحل‌های یا ساختاریافته مانند تفکر افقی ایجاد شود.
(منبع: کتاب فرهنگ کارآفرینی)

زبان بدن (Body Language)

زبان بدن پیام‌های خاموش (غیرکلامی) و معمولاً ناآگاهانه‌ای است که از حرکات بدن، حالات چهره، تن صدا، بلندی صدای فرستنده پیام به گیرنده‌ی پیام القا می‌شود.
(منبع:‌ www.dictionary.com و www.businessdictionary.com)

مهارت‌های ارتباطی (Communication Skills)

مهارت‌هایی که به برقراری ارتباط با افراد دیگر (در یک گروه، جلسه یا در یک مصاحبه با دیگران و یا مشتریان) کمک می‌کند و موجب تسهیل رابطه و پیوند مطلوب طرفین می‌شود.
(منبع: فرهنگ توصیفی کارآفرینی و اشتغال)

شتاب‌دهنده - شتاب‌دهنده کسب‌وکار (Accelerator)

برنامه‌ای بر مبنای هدایت و سرعت بخشیدن به پیشرفت و موفقیت یک شرکت نوپا. نهادی مشابه مرکز رشد است. بعضی از متولیان شتاب‌دهند‌ه‌ها ادعا می‌کنند که به دلیل کمک به شرکت‌هایی که پیش‌تر فعال بوده‌اند، با مراکز رشد سنتی که به شرکت‌های نوپا کمک می‌کنند، تفاوت دارند.
(منبع۱: کتاب Venture Deals)
(منبع۲: فرهنگ کارآفرینی)

اگوباتور (Eggubator)

شکل یک نمونه جدید عملیاتی از مراکز رشد کسب‌وکار که مبنای فعالیت آن بر شراکت، اتحاد، شبکه‌های کاری و برنامه‌های نظارتی دائمی استوار است. این مدل جدیدترین نوع مراکز رشد کسب‌وکار است که نقاط قوت همه مدل‌های پیشین را دارا بوده و ضمن ارتقای آن‌ها اتحادها و مشارکت‌هایی مشخص با خارج و نیز با فارغ‌التحصیلان و شرکت‌های زایشی خود برقرار می‌کند.
(منبع: فرهنگ توصیفی کارآفرینی و اشتغال)

مراکز رشد کسب‌وکار مجازی (Virtual business incubators)

این مراکز رشد بدون این‌که شرکت‌ها را در جای خاص اسکان دهند خدماتی به آن‌ها ارائه می‌دهند. آن‌ها شرکت‌ها را با یکدیگر، با مشتریان، تأمین‌کنندگان، شرکا و مدیریت اجرایی مراکز رشد از طریق اینترنت، تبادل داده‌های الکترونیکی، ویدئوکنفرانس و غیره وصل می‌کنند.
(منبع: کتاب فرهنگ کارآفرینی)

فرشتگان کسب‌وکار (Business Angel)

فرشتگان کسب‌وکار، سرمایه‌گذاران خصوصی هستندکه آن‌ها را سرمایه‌گذاران غیررسمی نیز می‌نامند. این افراد کسانی هستند که در شرکت‌های کارآفرینانه جوان و تازه به ثبت رسیده برای کمک به تثبیت آن‌ها سرمایه‌گذاری می‌کنند. این ثروتمندان معمولاً کارآفرینان یا مدیران پیشین هستند که نه‌تنها سرمایه، بلکه تجربه و مهارت‌های کسب‌وکار را نیز دارا هستند. فرشتگان کسب‌وکار به صورت‌های مختلف در سراسر جهان فعل هستند. این دسته از سرمایه‌گذاران به یاری‌رسانان کسب‌وکار هم موسوم هستند، زیرا به اعتقاد بسیاری از افراد، آن‌ها شرکت‌های پرتکاپو را ازنظر مالی در شرایطی نجات می‌دهند که هیچ کس دیگر نمی‌داند چه وقت و چگونه به داد آن‌ها برسد.
(منبع: فرهنگ توصیفی کارآفرینی و اشتغال)

فرشتگان مشتاق (Enthusiast Angels)

این گروه از فرشتگان (یاری‌رسانان) از همتایان کارآفرین خود تخصص کمتری دارند و ازآنجاکه این سرمایه‌گذاران سال‌های آخر عمر کاری خود را سپری می‌کنند، بیشتر به‌عنوان دل‌خوشی و سرگرمی در مؤسسات سرمایه‌گذاری می‌کنند. آن‌ها مایل‌اند که مبالغ کمتری نسبت به دیگر سرمایه‌گذاران در تعدادی از شرکت‌ها سرمایه‌گذاری کنند. ولی آن‌ها با سرمایه‌هایشان مشتاقانه و فعالانه در کسب‌وکار مشارکت می‌کنند.
(منبع: فرهنگ توصیفی کارآفرینی و اشتغال)

محصول با حداقل ویژگی‌های قابل‌قبول ((Minimum Viable Product (MVP)

در فرایند طراحی محصول و راه‌اندازی کسب‌وکار به محصولی حداقلی گفته می‌شود که کار کند، درست کار کند و مشتری حاضر باشد بابت خرید آن پول پرداخت کند. طبیعتا این محصول دارای نقایص فراوانی است که به‌تدریج برطرف خواهد شد و قرار نیست به عنوان محصول اصلی در بازار فروخته شود بلکه برای بازخورد گرفتن هر چه بهتر از مشتریان جهت تکمیل محصول اصلی استفاده می‌شود.
(منبع: کتاب value proposition design)

ارزش پیشنهادی (Value Proposition)

ارزش پیشنهادی توصیفگر مزایایی است که مشتریان می‌توانند از محصولات و خدماتتان انتظار داشته باشند؛ ازجمله مزایایی چون: تازگی، عملکرد، سفارشی‌سازی، انجام کامل کار، طراحی، برند، قیمت، کاهش هزینه، کاهش ریسک، قابلیت دسترسی و قابلیت استفاده (راحتی محصول.) ارزش پیشنهادی پاسخ به این سؤال ساده است:
۱- مشتریان چرا باید این محصول را بخرند؟
۲- چرا مشتریان باید از شما این محصول را بخرند؟
(منبع : ۱-کتاب خلق مدل کسب‌وکار ۲- کتاب طراحی ارزش پیشنهادی از الکساندر استروالدر)

بوم ارزش پیشنهادی (Value Proposition Canvas)

ابزار استراتژیک طراحی، آزمون، ایجاد و مدیریت محصولات و خدمات. این ابزار کاملاً‌ قابل یکپارچه‌سازی با بوم مدل کسب‌وکار است.
(منبع: کتاب value proposition design)

بوم مدل کسب‌وکار (Business Model Canvas)

ابزاری استراتژیک برای طراحی، آزمون، ایجاد و مدیریت مدل‌های کسب‌وکار (سودآور و قابل توسعه)
(منبع: کتاب value proposition design)

طرح کسب‌وکار (Business Plan)

عبارت از سندی است که هویت و آینده و نحوهٔ توسعه یک کسب‌وکار را منعکس می‌کند و اغلب یک دوره چندساله را دربر می‌گیرد. طرح کسب‌وکار شامل تمام جزئیات یک کسب‌وکار است. این جزئیات تمامی موارد مربوط به نوع شغل، بازاریابی، رقابت، عملیات راهبردی، کارکنان، امور مالی، سرمایه‌گذاری و … را شامل می‌شود؛ به‌عبارت‌دیگر طرح کسب‌وکار شرح تفصیلی اجرای کسب‌وکار موردنظر بوده و راه‌های اصولی مسیر رشد یک کسب‌وکار را قدم‌به‌قدم نشان می‌دهد. این طرح شامل چهار قسمت اصلی است:
– توصیف شغل موردنظر
– برنامه بازاریابی
– امور مالی
– امور مدیریتی
(منبع: فرهنگ توصیفی کارآفرینی و اشتغال)

مدل کسب‌وکار (Business Model)

منطق یک سازمان در خلق،‌ارائه و کسب ارزش
(منبع: کتاب value proposition design)

چشم‌انداز (vision)

وضعیت مطلوبی که سازمان در تلاش برای رسیدن به آن است. چشم‌انداز تصویری ازآنچه را که سازمان مایل است در آینده بدان صورت باشد، ارائه می‌کند و در این راستا، رهنمودهایی را برای طراحی و مدیریت تغییرات ضروری فراهم می‌کند. چشم‌انداز به علت دارا بودن تعداد اندکی مفاهیم گسترده و در عوض تعداد کثیری جزئیات خاص، به‌راحتی می‌تواند به خاطر سپرده شود و این اجازه و فرصت را به اکثر سطوح سازمان می‌دهد که بدون نیاز به مشورت با سرپرستان خود، تصمیمات لازم را اتخاذ کنند.
(منبع: فرهنگ کارآفرینی)

نمونه اولیه (Prototype)

نمونه اولیه الگویی است بنیادی که مشخصات و ویژگی‌های اساسی کالاهای موردنظر را دارد و مبنای آزمون و ارزیابی قرار می‌گیرد. معمولاً نمونه اولیه، بخشی از فرآیند تحقیق و توسعه است؛ اما به‌طورکلی این بخش، مرحله‌ای از فرآیند تلقی می‌شود.
طراحی، ساخت و کاربرد نمونه اولیه ازآن‌جهت ضروری است که در این مرحله فرآیند ساخت موردتوجه جدی قرار می‌گیرد. نمونه اولیه می‌تواند در دستیابی به اهداف زیر مؤثر باشد:
– تولید فرآورده و آزمون عملکرد مطلوب آن
– نشان دادن اشکالات و کاستی‌های طراحی مقدماتی
– آشکارسازی مشکلاتی که در مرحله طراحی مقدماتی مشهود نبوده است
– توجیه‌پذیری و صحت دستاوردهای طراحی.
(منبع: فرهنگ توصیفی کارآفرینی و اشتغال)